بخوان و...................
*زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست؛هر کسي نغمه خود خواند و از صحنه رود؛صحنه پيوسته به جاست؛خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد....
*روزي که به دنيا آمدي تو گريستي و ديگران خنديدند-عمر خود را به گونه اي سپري کن که روزي که از دنيا ميروي تو بخندي و ديگران گريه کنند.
*خاطرات بد را روي شن بنويسيد و خوبيها را روي سنگ..
*انسان قوي کسي است که خود را تحت کنترل دارد.
*هر دقيقه از زندگي را که در خشم زندگي کني شصت لحظه خوشبختي را از دست داده اي.
*هزار راه براي رسيدن به خدا وجود دارد . (مارمولک)
*مهم نيست باد چه جوري زوزه بکشه چون کوه تکون نميخوره. (کارتون مولان)
*فرق انسان با حيوان در کنترل هواي نفس و هوسهاست . (سقراط)
*هر چه کمتر به زندگي وابسته شويم زنده تر خواهيم بود . (ريمان)
*نميتوان جلوي وزيدن باد را گرفت اما ميتوان آسياب بادي ساخت
*عامل تمام بديها غفلت است.
*فردا سراب است امروز را درياب.
*دوست دارم که دوست عيب مرا همچو آيينه پيش رو بگويد؛ نه که چون شانه با هزار زبان؛ پشت سر رفته مو به مو بگويد.
*افتادن در گل و لاي ننگ نيست ننگ اين است که در همانجا بماني.
*تنها شرط رسيدن به پيروزي داشتن اراده قوي است شرايط ديگراهميتي ندارد.(گوته)
*کسي را که دوست داري آزادش بگذار ،اگر قسمت تو باشد برمي گردد وگرنه بدان که از اول مال تو نبوده است. (شکسپير)
*بي کماليهاي انسان از سخن پيدا شود
پسته بي مغز چون لب وا کند رسوا شود
*Yaqui سرخپوست: « مرگ را همچون يک مشاور تلقي کن و هميشه از آن بپرس : چون روزي خواهم مرد ، اکنون چه کاري بايد انجام دهم؟».
*تجربه سختگيرترين معلم است ! چون اول امتحان مي کند ؛بعد درس مي دهد .
*دنيا مثل پل است و پل گذرگاه است نه توقفگاه......
*اگر روزي نتوانستي يا نخواستي گنهکاري را ببخشي،بدان از بزرگي گناه او نيست بلکه از کوچکي قلب توست.
*اگر براي چيزي که نياز نيست پول خرج کنيد از خودتان دزدي کرده ايد.
* در طول زندگيم هيچگاه از کساني که با نظر من موافق بودند چيزي نياموختم. (مالرو)
*بي عدالتي براي عامه مردم قابل تحملتر است چرا که عدالت به همه نيش ميزند.
* عبرتها چه فراوانند و عبرت پذيرفتنها چه اندک.(امام علي)
*اگر پيش از آزمودن کسي به او اطمينان کنيد خود را در معرض هلاکت قرار داده ايد.
*براي آدم دوستي بهتر از خودش و دشمني تواناتر از خودش پيدا نميشود.
*کسي را که دوست داري آزادش بگذار ،اگر قسمت تو باشد برمي گردد وگرنه بدان که از اول مال تو نبوده است.(شکسپير)
*حقيقت سنگين است لذا عده اي معدود حاضرند آنرا تحمل کنند
*در هر شرايط سختي به اين بينديش که بدتر از اين هم ميتوانست باشد.
*بزرگترين بدبختي اين است که طاقت کشيدن بدبختي را نداشته باشيم.
*خوب است انسان مهم باشد ولي مهم اين است که انسان خوب باشد.
*اگر روزي نتوانستي يا نخواستي گنهکاري را ببخشي،بدان از بزرگي گناه او نيست بلکه از کوچکي قلب توست.
*انسان بزدل به قدرت متکي بر تعداد مسرور ميشود و انسان شجاع بر قدرت متکي بر خود(راستينش)برانگيخته ميشود.(گاندي)
*بزرگترين خطري که مارا تهديد ميکند پايين وقابل دسترسي بودن اهدافمان است.(ميکلانژ )
*فرزانگان سکوت اختیار میکنند،بااستعدادها سخن میگویند و نادانها جروبحث میکنند.(چین کهن)
*هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود(گابريل گارسيا مارکز)
*دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند. (گابريل گارسيا مارکز)
*بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد. (گابريل گارسيا مارکز)
*خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خودم خواهم آموخت.(دکتر شریعتی)
*درک زیبایی درک زیبایست(حسین پناهی)
*خاطرات بد را روي شن بنويسيد و خوبيها را روي سنگ...
*اميد در زندگي همان قدر اهميت دارد که بال براي پرنده اهميت دارد.
*اجازه نمیدهم سرنوشت سر مرا در برابر زندگی خم کند.(بتهوون)
*تنها شرط رسیدن به پیروزی داشتن اراده قوی است شرایط دیگراهمیتی ندارد.(گوته)
*مردان بزرگ کارهای بزرگ انجام ميدهند ((ناپلئون))
*به دنبال مرواريد؛دريا را جستجو نکن شايد در گريبانت باشد.
*تپه ای وجود ندارد که دارای سراشیبی نباشد.
*تمرین زیاد بهترین استاد است.
*در به روی کسی باز میشود که در بزند.
*درختی که به تو سایه میدهد قطع نکن.
................................................................................
زندگي؛خواسته اي است که بر آوردنش به اندازه يک عمر طول ميکشد!
تمام زندگی يک دوربين عکاسی است؛لبخند بزنيد تا عکستان خوب بيفتد.
*افتادن در گل و لاي ننگ نيست ننگ اين است که در همانجا بماني.
*شکستها نرده هاي نردبان هستند؛کسيکه از اولين شکست مايوس شود لياقت بردن را ندارد.
*اگر هر کدام ريسماني به بينوايي ببخشيم؛اوميتواند لباسي براي خود بدوزد.
*آنچه شما را امروز به جايي رسانده؛براي نگه داشتن شما در همانجا کافي نيست.
*راز شادي در لذت بردن از چيزهاي ساده است.
بازم از اين جمله ها و کلمات قصار
* ما آنطور که فکر ميکنيم نيستيم آنطور که هستيم فکر ميکنيم.(شريعتي)
*هر کس با سبک عقلي دوستي کند سبک عقلي خود را ثابت کرده است.
*براي تمام مصائب 2علاج وجود داردگذر زمان وسکوت.
*دوستي با آدم شرور مثل شمشيره که خيلي باحاله ولي زخم بدي داره.
* کسي موفق ميشود که خسته نشود.
*خيلي کم اند افرادي که ميدانند چگونه بايد بزرگ شد چون خوشي و اندوه همسايه هم اند.
*عامل هر بدي و اشتباه غفلت در آن مورد است.
*دوست خوب در روز بد شناخته ميشود.
*آينده مكاني نيست كه آنجا مي رويم؛ آينده آنجايي است كه آن را بوجود مي آوريم.
*روزي که به دنيا آمدي تو گريستي و ديگران خنديدند-عمر خود را به گونه اي سپري کن که روزي که از دنيا ميروي تو بخندي و ديگران گريه کنند.
*مادر از بهر غم و رنج جهان زاد مرا
درس غم داد در اين مدرسه استاد مرا
دل من پير شد از بس که جفا ديد و جفا
ندهد سود دگر قامت شمشاد مرا
آنچه مي خواست دلم چرخ جفا پيشه نداد
وآنچه بيزار از آن بود دلم داد مرا
غم مگر بيشتر از اهل جهان بود که چرخ
ديد و سنجيد وپسنديد و فرستاد مرا
در دلم ريخته بس بر سر هم غم سر غم
دل مخوانيد خدا داده غم آباد مرا
زندگي يک نفسم مايه شادي نشده است
آه اگر مرگ نخواهد که کند شاد مرا
ترسم از ضعف پريدن ز قفس نتوانم
گر که صياد زماني کند آزاد مرا
آرزوي چمنم کم کمک از خاطر رفت
بس در اين کنج قفس بال و پر افتاد مرا
يک دل و اين همه آشوب و غم و درد عماد
کاشکي مادر ايام نميزاد مرا
«عماد خراساني، وفات: 28 بهمن 1382»
*فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگي غذا بدهي هرگز تو را گاز نخواهد گرفت. «تولستوي»
*يک اراده قوي بر همه چيز غالب ميآيد حتي بر زمان. «شاتو بريان»
*شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد.
*اون شعر فريدون مشيري هم که ميگه *بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم*خيلي قشنگه
*به يکي از کسايي که نظر نميدن ميگن چرا قرص هاتو سر موقع نميخوري؛ ميگه ميخوام ميکروبها رو غافلگير کنم.![]()
![]()
![]()
.
گفت با زنجير، در زندان، شبي ديوانه اي
عاقلان پيداست، کز ديوانگان ترسيده اند
من بدين زنجير ارزيدم که بستندم به پاي
کاش ميپرسيد کس،کايشان به چند ارزيده اند
آب صاف از جوي نوشيدم، مرا خواندند پست
گرچه خود خون يتيم و پيرزن نوشيده اند
به که از من باز بستانند و زحمت کم کنند
غير از اين زنجير،گر چيزي به من بخشيده اند
ما نميپوشيم عيب خويش، اما ديگران
عيبها دارند و از ما جمله را پوشيده اند
ننگها ديديم، اندر دفتر و طومارشان
دفتر و طومار ما را زان سبب پيچيده اند
شعر:پروين اعتصامي
*تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشی ولی برای بعضی ها تمام دنيا هستی.
*دنيا مثل پل است و پل گذرگاه است نه توقفگاه......
اين جملات روي سنگ قبر يک کشيش انگليسي در کليساي "وست مينستر" ،نوشته شده : « جوان و آزاد که بودم، تصوراتم هيچ محدوديتي نداشت و در خيال خودم مي خواستم که دنيا را تغيير بدهم !.... پيرتر و عاقلتر که شدم فهميدم که دنيا تغيير نمي کند، بنابراين توقعم را کم کردم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم.... ولي کشورم هم نمي خواست عوض شود !... به ميانسالي که رسيدم آخرين تواناييهايم را به کار گرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم .... ولي پناه بر خدا, آنها هم نمي خواستند عوض شوند ! ..... و اينک که در بستر مرگ آرميده ام ,ناگهان در يافته ام که : " اگر فقط خودم را عوض مي کردم ،خانواده ام هم عوض مي شد و با پشتگرمي آنها مي توانستم کشورم را هم عوض کنم …. که مي داند؟... شايد مي توانستم دنيا را هم عوض کنم ! ".… اما اينک هيچکدام عوض نشده اند
به ترکه ميگن يه پرنده پستاندار بگو ؛ ميگه مهماندار هواپيما![]()
...............................................................................................................
از کتاب فرهنگ لغات زبان مخفی(دکتر مهدی سمايی)چند تا تيکه و کلمه باحال پيدا کردم که نويسندش اينارو از آدم های مختلف از کودکی تا ويگن سالگی و در نقاط مختلف تهران جمع کرده است؛ بخونيد.
دماغ دراز: پيست اسکی ستم:ناخوشايند پنير:حشيش
آبگوشت به بالا:بالای دیپلم FGC:فول جواد سيستم
ماتيز:رنو تحصيل کرده؛کوالا؛اپل عقب افتاده؛حاصل ازدواج فاميلی
آر.دی:پزو کارمندی؛حسرتی؛مخفی BBC:جاسوس
تفلون:آدم نچسب اوش ترمز:آدم غير عادی تابل:تابلو
معتاد:امام عمل؛حضرت عمل درو کردن:پول زياد گرفتن
جواد تو ترک:کاملا شهر نشين نشده آدم مزاحم و سمج: سرطان؛ کليد؛کلیپس؛کنه؛زيگيل؛مگس
.........................................................................................................................
*ديگران را ببخش؛خودت را هرگز.
*اگر ديدن زيباييهای طبيعت مجانی نبود؛مطمئنا زيباتر به نظر می آمد.
*نام نيک پيراهنی است که هرگز کهنه نميشود.
*عادت بد اول مسافر است بعد ميهمان بعد ميزبان.
*قناعت تنها گنج تمام نشدنی است.
*تجربه سختگيرترين معلم است ! چون اول امتحان مي کند ؛بعد درس مي دهد .....
*بـا عقــل ديگــران برخــورد نکنيــــم بلکه بـا عقــل ، بـا ديگــران برخــورد کنيـــــم.
*گاه به ما لطف دوست گاه
گاه جفا ميرسد
صورت اعمال ماست
آنچه به ما ميرسد.
*گفتي محبت كن برو،
باشد خداحافظ ولي ،
رفتم كه تو باور كني،
دارم محبت مي كنم
*كوه و درخت و آدم،
هر سه راست قامت ،
هرسه از خاك ،
هرسه در تهاجم كولاك ،
يكي را بايد رفت ،
يكي را بايد ديد ،
آخري را بايد فهميد ...
*Yaqui سرخپوست: « مرگ را همچون یک مشاور تلقی کن و همیشه از آن بپرس : چون روزی خواهم مرد ، اکنون چه کاری باید انجام دهم؟».
If you have a big problem, dont say "Oh God I have a big problem!", but say *
"Hey problem I have a big God!".
*اضطراب تو
از آن چیزیست که ممکن است در آینده اتفاق بیافتد
و شاید اتفاق نیافتد
پس به امروز بیاندیش
آینده خود از خویشتن مراقبت خواهد کرد!
...............................................................................
اين ها رو هم بخونيد.![]()
* اين روزها مردم قادرند از هر چيزی جان سالم بدر ببرند الا مرگ.
*نوشته قبر يک آدم منفی باف:(ميدانستم روزی اتفاق ميافتد)
*امام علی:بگذاريد و بگذريد؛ببینید و دل مبندید؛چشم بیندازید و دل مبازید؛که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.
*سکوت ؛تنها جمله ايست که معمولا به غلط خوانده می شود.
*سبک مغزان به شور آيند از هر حرف بی مغزی
به جنبش آورد اندک نسيمی نيستان را
*بی کماليهای انسان از سخن پيدا شود
پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود
*عشق مثل تپه ای است که هر خری ازآن میگذرد.
اگه پشت سی دی های بازی رو نگاه کرده باشید میبینید که یه حروفی نوشته که توسط موسسهESRB تنظیم شده و اگه بدونید منظورشون چيه" موقع خريد کمکتون ميکنه و بصورت زير است.
eC:بازی کودکانه 3 سال به بالا که مشخصه بدی ندارد.
E:برای 6 سال به بالا که دارای خشونت و شوخی ملایم است.
T:برای نوجوانان 13 سال به بالا که خشونت و حرفهای بد هم در آن دیده میشود.
M:برای 17 سال به بالا که بیشتر به خشونت"حرفهای ناجور"وموضوعات جنسی اختصاص داده است.
AO:به کوچکتر از 18 سال توصیه نمیشود. ![]()
۱زندگی صحنه يکتای هنرمندی ماست؛هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود؛صحنه پيوسته به جاست؛خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد..
۲ خوشبختی خود را در خوشبختی دیگران و خوشبخت کردن دیگران ببین.
۳ بلبل در قفس لانه نمی سازد تا بردگی را برای جوجه هایش به ارث نگذارد.
۴ حقيقت اون چيزی که باور داری
۵ دوست دارم که دوست عيب مرا همچو آيينه پيش رو بگويد؛ نه که چون شانه با هزار زبان؛ پشت سر رفته مو به مو بگويد.
۶بچه ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ پرتاب ميکردند و قورباغه ها جدی جدی ميمردند.
۷از عشق الهام بگير و با حقيقت زندگی کن اين تنها راه آرامش است.
۸فردا سراب است امروز را درياب.
۹هر چه بالاتر برويد خطر سقوط بيشتر است.
۱۰محبت خرجی ندارد در حاليکه همه چيز را خريداری میکند.
۱۱اگر خدا می خواست انسان عقب نشينی کند،يک چشم هم پشت سر او ميگذاشت.
۱۲عامل تمام بديها غفلت است.
۱۳آزادی مثل نردبان است٬يک سر آن به بالا وبهشت و يک سر آن به پايين و جهنم میرسد (خداييش شيرجه نزنيد)
۱۴وقتی از همه سو ناموفق بودی رجوع کن به دستورالعمل.
حالا با يه حديث ازامام علی يه جمع بندی کلی ميکنمعبرتها چه فراوانند و عبرت پذيرفتنها چه اندک. =
۱.هزار راه برای رسيدن به خدا وجود دارد (مارمولک)
۲.مهم نيست باد چه جوری زوزه بکشه چون کوه تکون نميخوره (کارتون مولان)
۳.دشمن دانا برده ای بالا ؛ ای يار نادان خاکبرسرم کرده (ددی...نقطه چين)
۴.انسان دو سال برای آموختن حرف زدن نياز دارد.۵۰ سال برای سکوت (همينگوی)
۵.فرق انسان با حيوان در کنترل هوای نفس و هوسهاست (سقراط)
۶.هر چه کمتر به زندگی وابسته شويم زنده تر خواهيم بود (ريمان)
۷.نميتوان جلوی وزيدن باد را گرفت اما ميتوان آسياب بادی ساخت (---)
۹.انسان قوی کسی است که خود را تحت کنترل دارد (Talmud)
۱۰.اگر به کسی يک ماهی بدهی تمام روز سير خواهد بود و اگر به او ماهيگيری ياد دهی تمام عمر! (----)
.................................................................
نامه چارلي چاپلين به دخترش
دخترم جرالدين , از تو دورم . ولي يك لحظه , تصوير تو از ديدگانم دور نمي شود . تو كجايي ؟ در پاريس , روي صحنه تتاتر پر شكوه " شانزليزه " ... ؟ اين را مي دانم و چنان است گويي در اين سكوت شبانگاهي , آهنگ قدمهايت را مي شنوم . شنيده ام , نقش تو در اين نمايش پرشكوه , نقش دختري زيباي حاكمي است كه اسير خان تاتار , شده است .
جرالدين , در نقش ستاره باش و بدرخش , اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي كه برايت فرستاده اند , به تو فرصت هوشياري داد , بنشين و نامه ام را بخوان .
من , پدر تو هستم . امروز نوبت توست كه صداي كف زدنهاي تماشاگران , گاهي تو را به آسمانها ببرد . به آسمانها برو , ولي گاهي هم به روي زمين بيا و زندگي مردم را تماشا كن ؛ زندگي مردم را تماشا كن ؛ زندگي آنان كه با شكم گرسنه و در حالي كه پاهايشان از بينوايي مي لرزد و هنرنمايي مي كنند . من خود يكي از ايشان بوده ام .
جرالدين , دخترم , تو مرا درست نمي شناسي , در آن شبهاي بس دور , با تو قصه ها گفتم ؛ آن هم داستاني شنيدني است .
داستان آن دلقك گرسنه كه در پست ترين صحنه هاي لندن , آواز مي خواند و صدقه مي گيرد , داستان من است . من طعم گرسنگي را چشيده ام . من درد نا بساماني را كشيده ام و از اينها بالاتر من, رنج حقارت آن دلقك دوره گرد را كه اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند و سكه صدقه آن رهگذر , غرورش را خرد نمي كند . با اين همه , زنده ام و از زندگان , پيش از آنكه بميرند , حرفي نبايد زد . به دنبال نام تو , نان من است :"چاپلين "
جرالدين , دخترم , دنيايي كه تو در آن زندگي مي كني , دنياي هنر پيشگي و موسيقي است . نيمه شب , آن هنگام كه از سالن پرشكوه " شانزليزه " بيرون مي آيي , آن ستايشگران ثروتمند را فراموش كن . حال آن راننده تاكسي كه تو را به منزل مي رساند , بپرس . حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولي براي خريدن لباس بچه نداشت , مبلغي پنهاني در جيبش بگذار . به نماينده خود در پاريس دستور داده ام , فقط وجه اين نوع خرجهاي تو را بي چون و چرا , بپردازد . اما براي خرجهاي ديگرت بايد صورت حساب آن را بفرستي .
دخترم , جرالدين , گاه و بيگاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه كن . زنان بيوه كودكان يتيم را بشناس و دست كم , روزي يك بار بگو : من هم از آنان هستم . تو واقعاً يكي از آنان هستي , نه بيشتر .
هنر قبل از آنكه دو بال به انسان بدهد , اغلب دو پاي او را مي شكند . وقتي به مرحله اي رسيدي كه خود را برتر از تماشاگران خويش بداني , همان لحظه تئاتر را ترك كن و با تاكسي خود را به حومه پاريس برسان . من آنجا را به خوب مي شناسم . آنجا بازيگران همانند خويش را خواهي ديد كه قرنها پيش , زيباتر از تو و مغرورتر از تو , هنرنمايي مي كنند . اما در آنجا از نور خيره كننده تئاتر "شانزليزه "خبري نيست .
دخترم , جرالدين , چكي سفيد امضا برايت فرستاده ام كه هر چه دلت مي خواهد , بگيري و خرج كني . ولي هر وقت خواستي دو فرانك خرج كني , با خود بگو : سومين فرانك از آن من نيست . اين مال يك مرد فقير و گمنام است كه امشب به يك فرانك احتياج دارد . جست وجو لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهي , همه جا خواهي يافت . اگر از پول و سكه براي تو حرف مي زنم , براي آن است كه از نيروي فريب و افسون پول , اين فرزند بيجان شيطان , خوب آگاهم . من زماني دراز در سيرك زيسته و هميشه و هر لحظه براي بندبازان روي ريسماني نازك و لرزنده , نگران بوده ام , اما دخترم , اين حقيقت را بگويم كه مردم برروي زمين استوار و گسترده بيشتر از بندبازان ريسمان نا استوار , سقوط مي كنند .
دخترم , جرالدين , پدرت با تو حرف نمي زند . شايد شبي درخشش گرانبها ترين الماس اين جهان , تو را فريب بدهد و آن شب است كه اين الماس , آن ريسمان نا استوار زير پاي تو خواهد بود و سقوط تو حتمي است روزي كه چهره زيبايي يك اشراف زاده بي بندو بار , تو را بفريبد , آن روز است كه بند بازي ناشي خواهي بود .هميشه بندبازان ناشي , سقوط مي كنند . از اين رو , دل به زر وزيور مبند . بزرگترين الماس اين جهان , آفتاب است كه خوشبختانه , بر گردن همه مي درخشد , اما اگر روزي دل به مردي آفتاب گونه بستي , با او يكدل باش و به راستي او را دوست بدار . معني اين را وظيفه خود در قبال اين موضوع بدان . به مادرت گفته ام كه در اين خصوص براي تو نامه اي بنويسد . او از من بهتر معني عشق را مي داند . او براي تعريف "عشق " كه معني آن " يكدلي " است , شايسته تر از من است . دخترم , هيچ كس و هيچ چيز ديگر در جهان , نمي توان يافت كه شايسته آن باشد دختري ناخن پاي خود را براي آن عريان مي كند .
برهنگي , بيماري عصر ماست . به گمان من , تن تو بايد مال كسي باشد كه روحش را براي تو عريان كرده است .
حرف بسيار براي تو دارم , ولي به وقت ديگر مي گذارم و با اين آخرين پيام , نامه را پايان مي بخشم :
انسان باش , پاكدل و يكدل ؛ زيرا گرسنه بودن , صدقه گرفتن و در فقر مردن , بارها قابل تحمل تر از پست بودن و بي عاطفه بودن است .
پدر تو , چارلي چاپلين

